تبليغاتX
خاک من ایران من

خاک من ایران من

تاریخی

 

قديمي ترين اسنادي كه درباره مصرف زعفران به دست ما رسيده ، از دوره شاهان پارس يعني هخامنشيان مي باشد . اين اقبال خوش را داشته ايم كه هخامنشيان فهرست بلند بالايي از انواع مواد مصرفي در آشپزخانه دربار (به تفكيك نوع و مقدار مصرف) را بر روي ستوني مفرغي حك كرده اند . اين كتيبه در جلو اقامتگاه شاه پارسيان نصب بوده است . پولي ين (نويسنده نظامي يوناني در قرن دوم ميلادي) در رساله خود، مواد مندرج در اين ستون و مقادير آن ها را ثبت كرده، كه از جمله مقدار

 زعفران مصرفي در بار روزانه دو مين (منه يا مينا : 498 گرم) در حدود يك كيلو گرم بوده است . در اين فهرست مواد فراوان ديگري از جمله : عسل، شيره انگور، عصاره سيب، چند رقم آرد بسيار نرم گندم و جو مرغوب، روغن هاي بادام و پسته وكنجد و نيز چربي حيواني، زيره، سياه دانه، تخم جعفري، دانه كرتم (كه مترجمان قبلي آن را هل احتمال داده اند اما به گمان نگارنده بايد قرطم عربي نام خود را از آن گرفته، كه به معني كاجيره يا كافشه و گلرنگ مي باشد)مندرج است. مواد مزبور مي تواند در تهيه انواع خوراكها، نان شيريني، كلوچه، تافتون و نان مورد استفاده قرار گيرد. بروايت گزنفون، پارسيان بعد از كورش، خوراكهاي خود را تنوع بخشيدند و خوراكهاي خوشمزه اي تهيه ميكردند. پوليارخوس نيز درباره انواع شيرينيهاي پارسها سخنها گفته است. از جمله اين خوراكها، كه

 بر سر سفره داريوش حاضر بود، تافتونها وگرده هاي نان لطيف زعفران زده و كلوچه هاي شيرين گزارش شده است كه از آرد گندم بسيار اعلاي مصري و يوناني و جو خويد با شيره و زعفران مي ساختند. توئيس پادشاه پفغلونيه/پفلگوني(Paphlagonia/Paphlagoni  ،منطقه قديمي شمال آسياي صغير) فخر ميكرد كه سفره اي به رنگارنگي شاه بزرگ (داريوش) مي گستراند.

+ نوشته شده در  86/01/24ساعت   توسط ن.ع  | 

        بقایایی در مرکز ساحل شمالی جزیره قراردارد ، به احتمال بسیار قوی به دوره ساسانیان و اوایل دوره اسلامی بر می گردد . این بقایا در وسعتی بالغ بر سه کیلومتر مربع ، بازگو کننده این مطلب است که روزگاری شهری بزرگ و اباد در این منطقه وجود داشته و جمعیت کثیری را در خود جای می داده است. آن چه امروز از این شهر بر جای مانده حجمی ازمعماری  شهری است اما کمتر و به ندرت طاق ها و پوشش ها و سقف ها سالم برجای مانده است جز پاره ای موارد که پوشش های طاقی شکل سنگی از گزند تخریب در امان مانده است.    بقایای شهر حریره در امتداد ساختمانهای بندرگاه و دفاتر آن ، قابل دیدن است. طبق نظر سازمان میراث فرهنگی ، شهر حریره هشتصد سال قدمت دارد.

+ نوشته شده در  86/01/18ساعت   توسط ن.ع  | 

http://www.nationalmuseumofiran.ir/fa/explore/honar/index-h3.htm

با این ادرس اینترنتی شما به اطلاعات مختصری در مورد انواع هنر دوره ساسانی می رسید !

+ نوشته شده در  86/01/18ساعت   توسط ن.ع  | 

 تمركزگرايي دولت ساساني تغييرات مهمي در تجارت آن دوره ايجاد كرد، علاوه بر آن استقلال شهرهاي كارواني سوريه و بين‌النهرين نيز از بين رفت. عموما بازرگاني تحت حكومت ساسانيان همراه با سلسله مراتب قانوني ، به خوبي سازماندهي شده بود.
در اواخر سده چهارم ميلادي تهاجم بدويان به آسياي مركزي و ايران شرقي به طور قابل ملاحظه‌اي مانع تجارت در شرق شد. اما با اين وجود ، توسعه ديوانسالاري پايدار در هر دو امپراتوري بيزانس و ساساني و رشد اهميت تجارت بين آنها و همچنين تجارت با شرق دور به پيشرفت در طول دوره خسرو اول (79 _ 531 م) و جانشينانش كمك كرد.
در اين مدت سغديان فعال‌ترين بازرگانان جاده ابريشم بودند. چيني‌ها، ميوه، شراب، آثار فلزي (به خصوص از آهن)، زره، ظروف شيشه‌اي و همه نوع سرگرمي‌هاي سغدي را وارد مي‌كردند. براي مثال اسلوب و مضامين هنري ايران ساساني با طرح طاووس نر و اسب‌هاي بالدار روبه‌روي هم بر جامه‌هاي كتان ظاهر شد كه در آسياي مركزي، چين و حتي ژاپن عموميت داشت. با اين وجود اشياي كمي از اين نوع و با منشاء ايراني باقي مانده است.
ساسانيان براي فروش كالا از مهرهاي گلي استفاده مي كردند.
كشف مهر هاي دوره ساساني در حفريات «مانتاي» در سريلانكا بازتاب روابط تجاري بازرگانان ايراني با سرزمين هاي دور دست است. نشانه هاي گستره تجارت بين‌المللي ساسانيان در آفريقا نيز مشاهده شده ، سكه‌هاي يافت شده در آن جا اين مساله را تصديق مي‌كند.
كشف مهر ساساني در حفريات «مانتاي» در سريلانكا بازتاب روابط تجاري بازرگانان ايراني با سرزمين هاي دور دست است. نشانه هاي گستره تجارت بين‌المللي ساسانيان در آفريقا نيز مشاهده شده ، سكه‌هاي يافت شده در آن جا اين مساله را تصديق مي‌كند.
منابع سرياني، پارسي ميانه و تلموذي هم در مورد تجارت امپراتوري ساساني اطلاعاتي به دست مي‌دهند.
در دوره ساساني، تيسفون مركز بزرگ تجاري بين‌النهرين در ساحل دجله، جانشين بابل و سلوكيه شد.
هنوز هم جاده اصلي كه از بالاي بين‌النهرين، از نزديك محل امروزي همدان _ تهران (ري باستان)، به درون فلات ايران امتداد مي يافت بود و از كنار صحرا مي‌گذشت و از طريق خراسان به آسياي مركزي يا به سمت هند مي‌رفت زنده است.
نقشه‌ها و سفرنامه‌ها پيوستگي برخي راه‌هاي تجاري روزگار باستان را آشكار مي‌كند كه هنوز در بيشتر آنها تردد صورت مي گيرد.
همچنين سفرنامه‌هاي باقي مانده از دوره ساساني بر پيوستگي جاده‌هاي تجاري دلالت دارد كه از سوريه و جنوب بين‌النهرين شمالي تا محل تلاقي دجله و فرات ادامه داشت، همان راهي كه در دوره پارتيان نيز مورد استفاده بود. ضمن اينكه در امتداد تمام جاده‌ها عوارض و تعرفه از كاروان‌ها وصول مي‌شد.


از كتب حقوق سرياني و «ماتيكان هزار دادستان» پهلوي اين گونه استنباط مي‌شود كه تجارت ساسانيان تا حد زيادي در اختيار اتحاديه‌ها و شركت‌ها يا خانواده‌هاي بازرگاني بوده كه در زمينه قوانين و مقررات حاكم بر خريد و فروش توليدات خبره بودند. از قوانين تقسيم‌ دارايي و توارث كه در كتاب‌هاي قانون شرح داده شده تنها اندكي از آن باقي مانده است. به نظر مي‌رسد مالكيت عمومي كالا، زمين و خانه‌ها شايع‌تر از مالكيت خصوصي بوده است.
اصطلاح «hambāyīh» (شراكت) نه تنها به روابط تجاري بلكه به ساير همكاري‌ها راجع به ساخت كانال هاي آبياري و نظير آن اشاره مي‌كند.
در ابتدا جريان تجارت به جاي داد و ستد، بر پايه نظام پولي استوار بود. سكه‌هاي نقره با عيار بالا كه دولت ساساني ضرب مي‌كرد به عنوان پول تا واحد تورفان تركستان نيز مورد استفاده بودند. اين سكه‌ها همچنين در تجارت با نواحي بالاي رود ولگا در روسيه و درياي سياه نيز داراي ارزش بود. تجارت اخير حتي در مقياسي وسيع‌تر در دوره اسلامي نيز تداوم يافت. درهم نقره ساساني مدلي براي ساير پول‌ها در شرق شد. درهم نقره ساساني مدلي شد براي ساير پول‌هايي كه در شرق، به ويژه نزد هپتاليان و يا در واحد بخارا ضرب مي‌شد.
در خلال حاكميت طولاني ساسانيان، اين سكه فقط در موارد محدودي تحت تاثير مسائل سياسي، كم‌ارزش شد؛ يك بار در دوره پادشاهي شاپور اول (2_240 م) و بار دوم وقتي كه پيروز (484 _ 459م) مجبور شده بود، غرامت سنگيني را به هپتاليان بپردازد.
ماليات‌ها و بهره‌ بالاي وام‌ها باعث محدوديت بازرگانان در ايران عصر ساساني مي‌شد. بازرگانان در اين زمره طبقات بالاي اجتماع قرار نداشتند. برعكس آن در آسياي مركزي آنها از احترام بيشتري برخوردار بودند.
در دوره ساساني طبقه اعيان زميندار در راس هرم جامعه بودند اما در مناطقي همچون بخارا و سمرقند بازرگانان بزرگ مهم‌ترين نفوذ را در همه امور حكومتي داشتند. نكته مهم اين كه منابع مكتوب آسياي مركزي، كتيبه‌ها و همچنين نامه‌ها، بيشتر به ساخت كانال‌ها يا مخازني براي آب و يا به امور مالي اختصاص دارند، در صورتي كه كتيبه‌هاي ساساني داراي مضامين مذهبي يا سلطنتي هستند.
مقارن با اواخر دوره ساساني رقابت با بيزانس براي كنترل تجارت هند تشديد شد. ساسانيان بحرين و عمان را در كنترل داشتند و در سال 570 م يمن يك پايگاه ايراني شد. «كوسپاس» رقابت بين بازرگانان بيزانس و ساساني را در ساحل غربي هند توصيف كرده و «پروكوپيوس» اظهار مي‌دارد كه ايرانيان تمام تجارت هند را در دست داشتند.
در خصوص تجارت مناطق شمالي، اطلاعات قابل مقايسه نيست، اما مقادير زيادي سكه‌هاي نقره، ظروف و ساير آثار ساساني و يا از آسياي مركزي در روسيه پيدا شده است. اين يافته‌ها به ويژه وقتي با مقادير اندك نقره بيزانس مقايسه شود مدركي براي تسلط ساسانيان بر اين مسير محسوب مي‌شوند. ايرانيان از شمال خزر، كهربا، عسل، موم و ساير كالاها را وارد مي‌كردند.
در طول تاريخ، طلا به قيمت بالايي در هند به فروش مي‌رفت. به نظر مي‌رسد اين مساله كه دليل عمده به دست نيامدن اشياي زرين، غير از سكه‌هاي طلا، از آسياي مركزي و ايران بوده تقريبا از آغاز تاريخ عموميت داشته است. در اوايل سده دوم قبل از ميلاد كوشانيان، آخرين سلسله شرق فلات ايران بودند كه مقادير معتنابهي سكه‌هاي طلا در روزگار باستان ضرب كردند. حكام بعدي غالبا نقره ضرب مي‌كردند، البته اين بدان معني نيست كه معادن طلاي كوه‌هاي آلتايي، تيان‌شان و جاهاي ديگر از توليد دست كشيده باشند. طلا بيشتر از آسياي مركزي و ايران به جنوب بوده مي‌شد.
تجارت داخلي شاهنشاهي ساساني نيز داراي اهميت بود. كالاهاي اصلي شامل اجناسي چون مواد غذايي، جبوبات، شراب، خشكبار، روغن خوراكي و مانند آن مي‌شد كه كمتر جنبه تجملي داشتند. همچنين پارچه، لباس، ظروف شاهنشاهي ساساني و در آسياي مركزي يافت مي‌شد. احتمالا در هر دو ناحيه محصولات لبني، گوشت، پشم و فرش‌هاي بافته‌ شده با وسايل و ظروف معاوضه مي‌شد. مواد غذايي توسط روستاييان ساكن تهيه مي‌شد.
قوانين و مقررات، معاملات داخلي را نيز همانند تجارت بين‌المللي نظم مي‌بخشيد. شركت ها تامين محصولات مورد نياز بازار را تقبل مي‌كردند كه خانواده‌ها يا تجار بزرگ در آن جا (بازار) محصولات يا خدمات را به معرض فروش مي‌گذاشتند.
اطلاعاتي در دست نيست كه آيا سيستم پستي همانند دوره هخامنشيان وجود داشته است، اما پيك‌ها و كاروان‌ها، پيغام‌ها و كالاها را به هر سو مي‌رساندند. مي‌توان پذيرفت كه سازمان‌هاي خصوصي و حكومتي، بازرگاني درون مرزهاي شاهنشاهي را اداره مي‌كرده‌اند، البته، درك ما در اين رابطه غير مستقيم و از طريق كتاب‌هاي قانوني است.
گسترش وسيع تجارت در دوره اسلامي به مقدار زيادي مرهون تجربيات پيشين ساسانيان و مردمان آسياي مركزي بوده است. اما همچنان كه مرزهاي خلافت اموي فراتر از حدود امپراتوري‌هاي ساساني و آسياي مركزي رفت، تجارت و بازرگاني نيز به سطوح سابق خود بازگشت.
از بين رفتن بسياري از مرزهاي داخلي، گذشته از انحصارات تجاري بيزانس و ساساني، پيشرفت قابل ملظه‌اي به خصوص براي حكومت‌هاي واحد آسياي مركزي به ارمغان آورد.

 منبع:
«encyclopaedia Iranica»

+ نوشته شده در  86/01/18ساعت   توسط ن.ع  | 

داستان فیلم 300 درباره نبرد سپاه خشایارشاه در ترموپیل و مقاومت یك لشگر 300 نفره در برابر 1 میلیون نفر از سپاه ایران است (یعنی 1 نفر در برابر 3333 نفر!!! ). اما نكته مهم در این فیلم این است كه چهره زشت و غلطی چه در بعد ظاهری و چه از لحاظ منش و شیوه رفتار ایرانیان ارائه می‌شود.
فیلم 300 محصول سال 2007 و اقتباسی از داستان مصوری به همین نام است كه نویسنده آن فرانك میلر می‌باشد و موضوع آن نیز نبرد ترموپیل است.
فرانك میلر متولد سال 1957، یك نویسنده، بازیگر و كارگردان آمریكایی است كه از وی پیشتر آثاری چون شهر گناه یا sin city برجای مانده است كه همین اثر منشا ساخت فیلمی به همین نام می‌باشد.
كارگردان فیلم 300 فردی به نام زاك اسنایدر Zack Snyder است كه تنها 40 سال دارد و در كارنامه‌اش فیلم چندان مهمی دیده نمی‌شود.

 http://www.persiacivilization.blogfa.com/

در این وبلاگ  می تونید اطلاعات بیشتری در مورد ساخت فیلم ۳۰۰ به دست بیارید .

+ نوشته شده در  86/01/14ساعت   توسط ن.ع  | 

نبرد تاريخي ترموپيل چگونه رخ داده و منابع تاريخي درباره‌ي آن چه مي‌گويند؟ بنابر روايت تاريخ هردوت، مهم‌ترين منبع تاريخي اين رويداد (كه البته به طور كاملاً طبيعي شامل روايت‌هاي افسانه‌وار، جانب‌دارانه و مبالغه‌آميز نيز هست)، با آغاز لشكركشي خشايارشا به سرزمين‌هاي يوناني‌نشين به تلافي مداخله‌ي آنان در شورش ايالت پارسي يونيه (غرب تركيه‌ي كنوني)، نيروهاي متحد يوناني تصميم گرفتند كه در تنگه‌ي ترموپيل با سپاه ايران روبه‌رو شوند. يونانيان پيش از رسيدن سپاه پارس اين تنگه را كه تنها راه عبور مهاجمان بود، در اختيار گرفتند. اما به محض نزديك شدن سپاه خشايارشا، نيروهاي يوناني، كه بالغ بر «هفت هزار» نفر بودند، سخت دچار ترس و وحشت شدند و بي‌درنگ شورايي را براي بحث درباره‌ي عقب نشيني فوري تشكيل دادند! اما لئونيداس (Leonidas) يكي از دو شاه شهر سپارت با بيان اين كه فرستادگاني را براي درخواست نيروي كمكي به شهرهاي اطراف فرستاده است، يونانيان هراس‌زده را مجاب به ماندن كرد (تاريخ هردوت، كتاب هفتم، بند 207). اما اين تصور سنتي، كه در فيلم «300» نيز با مبالغه‌اي بيش‌تر بازتاب يافته است، مبني بر اين كه سپاه خشايارشا مركب از يك ميليون و هشتصد هزار تن بوده مطلقاً باطل و بي‌هوده است، چرا كه تدارك و تجهيز و تأمين چنين نيروي فوق العاده عظيمي در آن زمان و مكان مطلقاً ناممكن بوده است؛ حقيقتي كه مورخان كنوني غربي كاملاً بدان واقف و معترف‌اند. پيدا است بزرگ جلوه دادن نفرات سپاه ايران و كوچك جلوه دادن نيروهاي يوناني، چنان كه در موارد ديگر نيز مشاهده مي‌شود، تدبير طبيعي يونانيان براي افتخارآميز نشان دادن شكست‌شان يا قهرمانانه جلوه دادن پيروزي‌شان بوده است. در هر حال، خشايارشا پس از چند روز توقف در مقابل تنگه‌ي ترموپيل براي رسيدن تداركات، فرمان داد كه گروهي از رزمندگان مادي و ايلامي و سپس دسته‌اي از سپاه جاويدانان اقدام به عبور از تنگه كنند. اما به علت اين كه تنگه‌ي مذكور كاملاً تحت تسلط و اِشراف يونانيان بود، رزمندگان ايراني كاري از پيش نبردند (كتاب هفتم، بند 212-210).

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/01/14ساعت   توسط ن.ع  | 

پوستر فيلم 300


پوستر فيلم 300

تصويرى از خشايارشا در فيلم 300


تصويرى از خشايارشا در فيلم 300

تصويرى از سربازان پارسى در فيلم 300

 

 The image “http://www.iranvig.com/upload/up/upload/14.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

 The image “http://www.iranvig.com/upload/up/upload/13.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

خشیار شا در ۳۰۰ وبر نقش برجسته های تخت جمشید  

 

 

 

 

+ نوشته شده در  86/01/14ساعت   توسط ن.ع  | 

 برپايه يادداشتهاي روزانه "كاليستنسCallisthenes " مورخ رسمي اسكندر، 12 اوت سال 330 پيش از ميلاد، نيروهاي اين فاتح مقدوني در پيشروي به سوي "پرسپوليس" پايتخت آن زمان ايران، در يك منطقه كوهستاني صعب العبور (دربند پارس، تكاب در كهگيلويه) با يك هنگ ارتش ايران (1000 تا 1200 نفر) به فرماندهي ژنرال «آريو برزن Ario Barzan » رو به رو و متوقف شدند و اين هنگ چندين روز مانع ادامه پيشروي ارتش دهها هزار نفري اسكندر شده بود كه مصر، بابل و شوش را قبلا تصرف و در سه جنگ، داريوش سوم را شكست و فراري داده بود. سرانجام اين هنگ با محاصره كوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پاي درآمد و فرمانده دلير آن نيز برخاك افتاد.
     مورخ اسكندر نوشته است كه اگر چنين مقاومتي در گاوگاملاGaugamela (كردستان كنوني عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شكست مان قطعي بود. در "گاوگاملا" با خروج غير منتظره داريوش سوم از صحنه، واحدهاي ارتش ايران نيز كه درحال پيروز شدن بر ما بودند ؛ در پي او دست به عقب نشيني زدند و ما پيروز شديم. داريوش سوم در جهت شمال شرقي ايران فرار كرده بود و « آريو برزن » در ارتفاعات جنوب ايران و در مسير پرسپوليس به ايستادگي ادامه مي داد.
    دلاوري هاي ژنرال آريو برزن، يكي از فصول تحسين برانگيز تاريخ وطن ما را تشكيل مي دهد و نمونه اي از جان گذشتگي ايراني در راه ميهن را منعكس مي كند.
    آريو برزن و مردانش 90 سال پس از ايستادگي لئونيداس در برابر ارتش خشايارشا در ترموپيل، كه آن هم در ماه اوت روي داد مقاومت خود را به همان گونه در برابر اسكندر آغاز كرده بودند. اما ميان مقاومت لئونيداس و آخرين ايستادگي «آريو برزن» در اين است؛ كه يونانيان در ترموپيل، در محل برزمين افتادن لئونيداس، يك پارك و بناي ياد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته و آخرين سخنانش را بر سنگ حك كرده اند تا از او سپاسگزاري شده باشد، ولي از «آريو برزن» ما جز چند سطر ترجمه از منابع ديگران اثري در دست نيست.چرا؟. اگر به فهرست درآمدهاي توريستي يونان بنگريم خواهيم ديد كه بازديد از بناي ياد بود و گرفتن عكس در كنار مجسمه لئونيداس براي يونان هرسال ميليونها دلار درآمد گردشگري داشته است. همه گردشگران ترموپيل اين آخرين پيام لئونيداس را با خود به كشورهايشان مي برند: اي رهگذر، به مردم لاكوني ( اسپارت ) بگو كه ما در اينجا به خون خفته ايم تا وفاداريمان را به قوانين ميهن ثابت كرده باشيم( قانون اسپارت عقب نشيني سرباز را اجازه نمي داد). لئونيداس پادشاه اسپارتي ها بود كه در اوت سال 480 پيش از ميلاد، دفاع از تنگه ترموپيل در برابر حمله ارتش ايران به خاك يونان را برعهده گرفته بود.

   

 

 

« آريو برزن » و مردانش جان دادند تا اسكندر مقدوني از اين پلكان قدرت و عظمت بالا نرود
 
+ نوشته شده در  86/01/14ساعت   توسط ن.ع  | 

پیشینه ی بازی شطرنج در ایران

 بر پایه ی گواهی های تاریخی در دوره ی ساسانی، به چند بازی درباری به نامهای شترنگ و نیواَرتخشیر(نَرد) اَشتپَد(هشت پا یا دارای هشت خانه!)، زَمب و ... اشاره شده.

  پیرامون بازی شترنگ(شطرنج) و زمان و جایگاه پیدایش آن نگره های فراوانیست. برخی پیشینه ی آن را به (۳-۴ پ.ز) پیش میبرند و گمان میبرند که بازی هایی همسان شترنگ در هندوستان و چین و مصر وجود داشته. پژوهشگر انگلیسی به نام بِلَند(bland) در نسک(کتاب) خود "در باب شطرنج ایرانی" که در سال ۱۸۵۱در لندن به چاپ رسید کوشیده که نشان دهد شطرنج از ایران به هند رفته و دگر بار به ریختی کاملتر به ایران و سرزمین خود بازگشته. 

 ریچارد فرای به این هوده(نتیجه) رسیده است که:  "شطرنج را برزویه ی پزشک، به همراه شماری نسک سانسکریت از هندوستان به ایران آورده "(۱)

 در میان شگفتی های خسروپرویز به شَترَنگی اشاره شده که مهره هایش از یاقوت و زمرد بوده و از تخته نردی سخن رانده میشود که از مرجان و فیروزه بوده.(۲) م.م.دیاکونوف حتی بر این باور هست که آموختن بازی های شترنگ و نرد جزو برنامه های آموزشی فرزندان نجیب زادگاه و بزرگان دوره ی ساسانی بوده.(۳)

  فردوسی پیرامون شَترَنگ چنین بازگویی کرده که: "جمهور، پادشاه هندوان، پس از آنکه دارای فرزندی به نام گو شد، درگذشت. بزرگان کشور برادرش به نام مای را به جانشینی او برگزیدند. مای با بیوه ی برادر ازدواج کرد و دارای فرزندی تلحند نام شد. مای در حالی که تلحند ۲ ساله و گو ۷ ساله بود، در گذشت. این بار بزرگان مادر آن دو را به پادشاهی برگزیدند. ملکه هر دو را به موبدان سپرد تا تربیت شوند. پس از این هر دوی اینها برای جانشینی مادر به پیش او آمدند و مادر نیز هیچ کدام را ناامید نکرد. جنگی میان هواداران دو فرزند رخ میدهد و تلحند کشته میشود. مهتران و بزرگان برای نشان دادن کارزار جنگ، این بازی را ساختند و مادر دریافت که فرزندش کشته شده ".(۴)

 یعقوبی نیز روایتی همسان فردوسی را بیان میکند: "زنی خردمند بر هندوستان فرمانروایی میکرد دشمن به کشور او تاخت و یکی از ۴ فرزند او در جنگ کشته شد. مردم برای آگاه کردن پادشاه، دست به دامان دانشمندی به نام غفلان شدند و او شترنگ را پدید آورد که جنگی بدون کُشتار بود. سپس آن را به شاگرد خود یاد داد و در حضور پادشاه با او بازی کرد و در پایان گفت: شاه مات، ملکه به خود آمد و دریافت دیدگاه او چیست. پس به غفلان گفت آیا پسرم کشته شد؟ غفلان گفت تو خود فرمودی. ملکه پس از پایان کار سوگواری از غفلان حاجت خواست، غفلان به قراری که گذشت، گندم خواست و چون کار محاسبه گندم به دشواری کشید، گفت مرا نیازی بدان نیست؛ زیرا اندکی از دنیا مرا بسنده است ".(۵)

 


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/01/14ساعت   توسط ن.ع  | 

+ نوشته شده در  86/01/14ساعت   توسط ن.ع  |