تبليغاتX
خاک من ایران من
درباره ي نويسنده ي سياحت نامه ابراهيم بيگ

حاج زين العابدين مراغه اي (مراغه 1255 ق- استانبول 1328 ق) از معاصران دورﮤ ناصرالدين شاه قاجار بود. وي در جواني به مسكو رفت و تابعيت كشور روسيه را پذيرفت و در آنجا به شغل تجارت مشغول شد. ولي سرانجام به خاطر عشق به ميهن از تابعيت روسيه خارج گرديده و تبعيت ايران را پذيرفت و سپس به استانبول رفته تا پايان عمر در همانجا ماند. وي نويسندﮤ كتاب مشهور سياحتنامـﮥ ابراهيم بيگ است. اين كتاب كه دربارﮤ اوضاع اجتماعي ايران در عهد قاجار از زبان يك سيّاح خيالي نوشته شده، در بيداري ايرانيان سهم بسزايي داشته است.

نتيجـﮥ سياحت من اين است كه در تمام آن مملكت ها كه از ايران ديدم در هيچ بلادي آثار ترقيات، و تمايل به تمدن به نظرم نيامد كه بدان خوشوقت شوم. در زراعت و تجارت بدانچه از نياكان خودشان ديده اند قناعت دارند و جاي بسي تعجب است كه بدان يكي مفتخرند كه شيوﮤ اسلاف هنوز تماماً در ميان ما مرعي است. اما از اين طرف در تجملات بيهوده و فراهم آوردن اسباب تزيينات خانگي به درجه اي پيش افتاده اند كه ابداً اجدادشان آن وضع را در خواب خودشان هم نديده بودند. به جاي ظروف مسين كه از معمولات و مصنوعات وطن عزيز بود و يك صد سال به رفع احتياجات يك خانوادﮤ بزرگي به قدر دويست تومان از آن كفايت مي نمود و در آخر هم از قيمت آن چيزي نمي كاست امروز به دويست تومان يكپارچه چلچراغ خريده از سقف اطاق هاي خودشان مي آويزند. كه به يك افتادن به جز از يك كلمـﮥ «واه» صاحبش چيزي از آن باقي نمي ماند. واضح است كه از تصور نياكانشان امثال اين چيزها هيچ وقتي نگذشته بود.
يكي از اين انبوه مردم كه علي الاكثر صاحبان املاك هستند هيچ گاهي بدين خيال
نيافتاده اند كه از مملكت همسايه يك ماشين خرمن كوبي يا يك داس ماشين دار براي درودن غله، يا اينكه ماشين گندم پاكن كن براي نمونه خريده، بياورند. در مزارع خودشان به كار وادارند تا محسنّات آنها را به راي العين ملاحظه كنند. در تمامي اين مملكت از شهرهاي بزرگ گرفته تا قصبات و قريه ها دودكش يك ماشين فابريكي ديده نمي شود كه دودي از آن متصاعد گردد. و از هيچ طرف بانگ سوت و صفير حركت و ورود راه آهن شنيده نمي شود. در هيچ شهري به نام دواير دولتي عمارت بلند و باشكوهي نيست. از مكاتب دولتي و مريضخانه در هيچ جا نشاني نمي توان يافت. در هيچ نقطه كمپاني و بانك كه نمونـﮥ ترقي و تمدن است مشهود نيست. كسي را پرواي وضع مساجد نيست. مقابر بزرگان پيشين مانند سلاطين صفويه و غيره همه خراب. از زحمات نايب السلطنه عباس ميرزاي مرحوم و خدمات اميركبير ميرزا تقي خان مغفور كه در راه ملك و ملت كرده و كشيدند سخني كه دليل قدردانيِ اخلاف باشد در ميان نيست. نه نيكان را به رحمت ياد مي كنند، نه بدان را به بدي نام مي برند.
ترك حقوق و قطع صلـﮥ رحم و بي مروّتي و عدم انصاف و بدخواهيِ همديگر شغلشان است. ولي با اين وضع چون پنج نفري يك جا گرد آمدند مي گويند اي بابا، دنيا پنج روز است، بايد فكر آخرت نمود. اما همه دروغ مي گويند و فعلاً منكرند. آنچه از خيالشان نمي گذرد همان پرسش روز حساب است. خيرات مي كنند اما اطعام اغنيا مي كنند نه فقرا. اعمالشان همه از روي رياست. بي طمع و توقع به احدي سلام نمي دهند. اخلاق مردم چندان فاسد گشته كه اصلاح آن مشكل مي آيد مگر اينكه محض تسلي خودمان بگوييم «چنان نماند، چنين نيز هم نخواهد ماند»
+ نوشته شده در 87/03/18ساعت توسط ن.ع |






بعد از تخريب





قبل از تخريب

بامداد امروز، آقای مهندس شهرام اسلامی از جزیره خارک خبر داد که شب گذشته کتیبه میخی فارسی باستان خارک بدست اشخاص ناشناس و با پتک و تیشه نابود و منهدم شده است.

قای اسلامی در این چند ماه که از کشف کتیبه می‌گذرد، کوشش‌های فراوانی برای متقاعد کردن مسئولان محلی میراث فرهنگی در حفاظت یا انتقال اثر به موزه به عمل آورده بود، اما هیچگاه توجهی به خواست ایشان نشد. اکنون نگرانی دیگری نیز برای تخریب احتمالی دیگر آثار باستانی نویافته در جزیره، همچون سمت‌نمای جغرافیایی و نردهای سنگی وجود دارد.


منبع خبر :
http://www.ghiasabadi.com/Kharg_Inscription_destroyed.html
 
http://picasaweb.google.com/ghiasabadi/Khark
عكسهاي تاريخي از خارك توسط دكتر رضا مرادي غياث آبادي

+ نوشته شده در 87/03/14ساعت توسط ن.ع |




 به مناسبت صدمين سال اكتشاف نفت

+ نوشته شده در 87/03/05ساعت توسط ن.ع |

امروز داشتم برگه تصحيح مي كردم .
تاريخ معاصرسال سوم
يكي از دانش اموزا اصلا چيزي در برگه ننوشته بود . فقط يك سطر
كه نوشته بود جواب سوال در پشت صفحه .چه بسيار خوشحال شدم
ودنبال فلش بزرگي كه او كشيده بود وكروكي داده بودگه كجا سوال رو جواب داده رفتم .
تا به برگ سوم رسيدم نوشته بود :اگه بلد بودم كه همونجا نوشته بودم !!!!!!!!!!

مورد دوم :
 سوال :چه عواملي انگلستان را به مداخله غير مستقيم در ايران سوق داد ؟
پاسخ دانش اموز : عواملي چون ايران را به مداخله يغير مستقيم در گفت كه من وقت خواندن اين درس را نداشتم !

مورد سوم :
 سوال :اهميت تاسيس ساواك از نظر امريكاييها چه بود ؟
پاسخ دانش اموز : از دوجهت اهميت داشت كه خدا مي داند ومن نمي دانم  .

مورد چهارم :
 سوال : براساس قرار داد 1907 ايران به چند منطقه تقسيم شد ؟
پاسخ دانش اموز :
به خدا من همين يك درسو دارم تا الان هم 4 بار امتحان دادم .التماس دعا !


+ نوشته شده در 87/03/05ساعت توسط ن.ع |

هنگامه ایی بر پا شده بود !!!!!!!!

قرار بود امتحان بگیرم از بچه های سوم تجربی وسوم ریاضی !!!!!!!!

از درس ۱۷ تا ۲۲ !!!!!!!!

اول از بچه های ریاضی یکی برای کار بانکی به بانک رفته بود ودیر امد

دومی گفت نوبت دکتر دارم امتحان می خواین بگیرین همین حالا !!!!!!!!

دو تای بعدی هم واکسن هپاتیت داشتن !!!!!!!!

دانش اموز خوب زرتشتی من اعصابش بهم ریخته بود ومنو صدا می کرد وسوال که نه جواب می خواست !!!!!!!!!!!

درس دادم در حالیکه همه چشمها خیس اشک بود ودلها پر از نفرین به جان من !!!!!!!

مربی پرورشی در باز کرد وبدون توجه به من گفت بچه ها کلاس رو لازم داریم !برید اول ۱ همه بلند شدیم ورفتیم اول ۱ !

بچه های اول یک می امدندو می رفتند ووسایلشان را در کیفشان جابه جا می کردند !!!!!!!

زنگ خورد با تا خیر

خدارو شک چون من دیر رفته بودم مدرسه خواب موندم !!!!!!!!!!۱(یازم مدرسه ام دیر شد !!!!!!)

زنگ دوم بچه های تجربی !وارد کلاس می شم همه با تردید وناراحتی والتماس دعا نگاهم می کنند !من مصرانه می خواهم امتحان بگیرم ومی گیرم !

برگه های آچار تقسیم می شود ومن سوال می خوانم دو نفر غایبند !یکی ساعت اول بود ساعت من رفت واحتمالا ساعت سوم بر می گشت !!!!!!!!!!!!!!!!!

نفر سوم مریض بود ومسموم شده بود !!!!!!!!

نفر چهارم امتحان داد ولی به علت مشاوره وتغییر روش درس خواندن همه چیز یادش رفته بود !!!!!!!!!!

اول پاراگرافها حفظش بود بقیه نه !

من جای یکی از جوابها را به دانش اموزان نشان دادم با اشاره !!!!!!!

جایشان را عوض کردم وکتابها را از شون گرفتم !!!!!!!

یکی از انها نزدیک بود غش کند .

روز تلخی بود !!!!!!!!!

کاشف به عمل امد سه امتحان داشتند !!!!!!!!!!

سه درس زبان فارسی -پنج درس زبان انگلیسی -۶ درس تاریخ معاصر

خداوکیلی خودمان بودیم می توانستیم بخوانیم ونمره عالی بگیریم؟

 

پ.ن روز مزخرفی داشتم

 

+ نوشته شده در 87/01/24ساعت توسط ن.ع |